فصل پاییز جشن های ایران باستان

جشن هاى کهنسال ایرانى که ریشه از تاریخ اسطوره اى ایران زمین مى گیرند، گوشه اى از باور هاى نمادین و زیباى ایرانیان را باز مى تابانند و در واقع مى توان آنها را نماد هاى دیگرى از هویت انسان کهن قلمداد کرد. هویت نمادینى که گاه با اندک تغییراتى تا امروز به حیات پرشکوه خود ادامه داده است تا بیانگر بخشى از انگاره هاى فکرى انسان باستان درباره طبیعت پیرامونش باشد.

جشن مهرگان

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزاى این نگار ماه چهر مهربان 
جشن مهرگان بعد از نوروز از مهمترین جشن هاى سمبلیک ایران باستان محسوب مى شود. این جشن مناسبت هاى ملى و اسطوره اى گونه گونى را در خود جاى داده است و ظاهراً به دلیل همین مناسبت ها است که ارزشى فراگیر و جاودانه پیدا کرده است؛ گرچه امروز جشن مهرگان در برابر نوروز رنگ باخته و تنها از سوى زرتشتیان گرامى داشته مى شود. اما واقعیت این است که این جشن از چنان جاذبه و گستردگى اى برخوردار بوده است که تا امروز به حیات پرشکوه خویش ادامه داده و به نسل ما برسد.
روایت شده است که مشى و مشیانه در این روز به دنیا پا نهاده اند. از سوى دیگر مشهور است که کاوه آهنگر در این روز قیام خویش را پایه گذارى کرده است و از آنجا که جشن ها در ایران قدیم معمولاً نمادى بودند از پیروزى و شادى پس پیروزى برگزارى این جشن به مدت پنج روز متوالى، توجیه عینى تر و ملموس ترى پیدا مى کند. در برخى دیگر از داستان هاى اسطوره اى این روز را روز آفرینش روح در کالبد آدمى مى انگارند. در همین داستان ها آمده که این جشن، در واقع به پادشاهان تعلق داشته است. از سوى دیگر برخى از ایران شناسان و محققان «مهرگان» را ویژه آئین هاى سپاسگزارى به درگاه خداوند [اهورامزدا] که این همه نعمت به انسان ارزانى داشته دانسته و نیز این جشن را نمادى براى تحکیم دوستى ها، محبت ها و عواطف انسانى قلمداد کرده اند. در واقع به نظر بسیارى از مورخان «مهرگان» آئین الزام ایرانیان به دوستى کردن و مهر ورزیدن به یکدیگر هم به شمار مى آید.
نگاهى به سنت هاى نهفته در دل این آئین هم به خوبى بیانگر نقش کلیدى پادشاهى و فره ایزدى در این جشن ملى کهن است. درباره این سنت ها که امروز تنها رد پایى در دل تاریخ از خود به جا نهاده اند، باید گفت که معمولاً و براساس رسمى دیرینه در این روز پادشاهان تاجى به شکل خورشید که در آن دایره اى مانند چرخ قرار داشت، به سر مى گذاشتند؛ از دیگر رسوم و سنت هاى جالب و نمادین این جشن این بود که مردى با صداى رسا ندا مى داد اى فرشتگان به سوى دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.
معمولاً در این روز ها پادشاهان لباس هاى گرانبهاى ارغوانى مى پوشیدند و با باده خوارى در این جشن به رقص و پایکوبى مى پرداختند؛ موبد موبدان خوانچه اى را که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار و یک خوشه انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود نزد شاه مى آورد. در این روز پارسیان مشک و عنبر و عود به یکدیگر مى دادند و توده هاى مردم براى پادشاه پیشکش و هدیه به ارمغان مى آوردند. جالب این جا بود که اگر ارزش هدیه کسى به ده هزار درم مى رسید در دیوان ثبت مى شد و در صورتى که همان شخص در زمانى دیگر به پول نیاز پیدا مى کرد، دو برابر آن مبلغ را به او مى دادند. در دوره ساسانى سرایندگان موظف بودند که براى هر روز آهنگى جدید بسازند و همراه با آن خوانندگان و شاعران آواز خوانده و سرود مى سرودند. در این روز براى ایرانیان بازارى برپا مى کردند و نیز به سپاهیان و ارتش لباس هاى پاییزى و زمستانى مى دادند و سرانجام آنچه مى ماند روشنایى و زیبایى بود.
زرتشتیان از گذشته هاى دور رسم داشتند که در روز مهر از ماه مهر به نیایشگاه ها رفته و به عبادت و راز و نیاز با اهورامزدا پرداخته و با انواع خوراک هاى سنتى از یکدیگر پذیرایى کنند و با سخنرانى هاى ملى و آئینى، سرود و شعر و دکلمه، جشن مهرگان را با شادى و امیدوارى به پایان برسانند.
جالب است بدانید که آئین مهرگان امروزه در روستا هاى زرتشتى نشین با شور و حرارت بیشترى برگزار مى شود. در برخى روستاها جشن مهرگان با ساز همراه است. روز پنجم پس از مهرگان که در تقویم زرتشتى رام روز نامیده مى شود، گروهى از اهالى روستا و معمولاً جوانان در آتشکده محلى و یا سرچشمه و قنات گرد هم مى آیند و یکى از هنرمندان روستا با ساز سرنا و هنرمند دیگر با دف گروه را همراهى مى کند آنها با هم حرکت کرده و از یک سوى روستا و اولین خانه شروع مى کنند و با شادى به خانه ها وارد مى شوند؛ کدبانوى هر خانه نخست آینه و گلاب مى آورد، اندکى گلاب در دست افراد مى ریزد و آینه را در برابر چهره آنها نگه مى دارد و سپس آجیلى را که فراهم کرده به همه تعارف مى کند؛ آجیل مخلوطى از تخم کدو، آفتابگردان و نخودچى کشمش است. آن گاه یکى از افراد گروه نوازنده که صدایى رسا دارد، اسامى کسانى که پیش از این در خانه سکونت داشته و اکنون فوت کرده اند، باز مى گوید و براى همه آمرزش و شادى روان آرزو مى کند. بعد از آن بشقابى از لرک (نوعى آجیل که قبلاً بدان اشاره کردیم. ر.ک.) از این خانه دریافت مى کنند و در دستمال بزرگى که بر کمر بسته اند، مى ریزند و با نواختن ساز و دهل و شادى از خانه بیرون مى آیند و به خانه بعدى مى روند و چنان که در خانه اى بسته باشد، براى لحظه اى بیرون خانه مى ایستد و با بیان اسامى درگذشتگان این خانه بر روان و فروهر آنها درود مى فرستد. دادن پول و میوه هم مرسوم است تا بدین وسیله به برگزارى هر چه بهتر و باشکوه تر جشن کمک شده باشد.
این روز و این جشن خوردنى هاى ویژه اى هم دارد که تهیه آنها هم بخشى از شادمانى نهفته در این مراسم سنتى دیرینه است. در این روز نسبت به جمعیت لورگ (نوعى نان مخصوص) تهیه شده و گوشت هاى بریان شده را به قطعات کوچک تبدیل مى کنند و با اندکى سبزى میان دو عدد لورگ مى گذارند و موبد ده نیز هنگام اجراى گاهنبار، میوه ها را به قطعات کوچک تقسیم کرده و پس از پایان مراسم به همه میوه تعارف مى شود. مردم تا آنجا که امکان دارد بالباس هاى ارغوانى (به عنوان نمادى از جشن پادشاهان ارغوانى پوش تاریخ باستان) گرد هم آمده و به رقص و شادى مى پردازند. از نکات جالب توجه در این جشن ملى اهداى کارت تبریک به یکدیگر است. رسمى زیبا و ارزنده که محبت و پیوند میان دوستان و خویشان را محکم تر مى کند.
مهرگان هم مانند نوروز سفره اى باشکوه دارد که معمولاً به مدت پنج روز جشن و براى پذیرایى مهمانان در خانه ها گسترده مى ماند. این سفره خود مجموعه اى است از نماد هاى عرفانى و معنوى آئین زرتشتى سفره مهرگان شامل گل و ریحان و آجیل و بوهاى خوش، کتاب مقدس (قرآن یا اوستا از این جهت قرآن که این جشن در دوره هاى اسلامى هم برگزار مى شده و مردم شیعه و مسلمان هم آن را بنابر خواست خلفا و سلاطین گرامى مى داشتند. بیت شعرى از منوچهرى اشاره اى است به اهمیت این جشن در دل تاریخ بعد از اسلام این سرزمین: شاد باشید که جشن مهرگان آمد / بانگ و آواى دراى کاروان آمد) آینه، سرمه دان، شربت، شیرینى، انار، سیب و آویشن، ترنج، کُنار، عناب، انگور سفید، کاسه اى پر از آب و سکهو ظرف هایى از سنجد و بادام است، ضمن اینکه اسفند و عود نیز مى سوزانند، این سفره معمولاً با انواع گل هاى شاداب تزئین مى شد. گل ها در واقع نمادى بودند از طبیعت رو به پایان تابستان و نشانه اى از آغاز زمستان. از دیگر نماد هایى که رسم بود بر سر سفره مهرگان قرار دهند مى توان به مجمر آتش اشاره کرد. از سوى دیگر در سفره مهرگان ترازویى هم قرار مى دادند که نمادى بود از آغاز اعتدال پاییزى که به نوعى یادآور عدالت و پیوند عدالت با پادشاهى و حفظ فره ایزدى هم بود. از چیزهاى دیگرى که بر سر سفره مهرگان مى نهادند و عمیق شدن در معناى آن جنبه هاى جالبى از رمزینگى آنها را مى نمایاند، هفت نوع حبوبات مثل ماش، عدس، لوبیا و نخود بود. چون در فصل قبل از جشن، این محصولات برداشت مى شد، معمولاً خود حبوبات و نه سبزینه آنها را در هفت ظرف ریخته و به سفره مى افزودند که این عمل در واقع نماد برداشت محصول در ماه گذشته و کاشتن آن در ماه هاى بعدى بوده است. این مراسم از این جهت برگزار مى شده است که مهرگان در واقع به خاطر پایان رسیدن کار جمع آورى محصول و آغاز شش ماهه شب هاى طولانى تر و سرما به وجود آمده بود.

  جشن آبانگان
آبانگان جشنى است ملى و سنتى که روز دهم از ماه آبان برگزار مى شود. در فلسفه پیدایش این جشن داستانى اسطوره اى نقل مى کنند که مانند دیگر اساطیر کهن به تاریخ دور ایرانیان بازمى گردد. درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پى جنگ هاى طولانى بین ایران و توران، افراسیاب تورانى دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ، پسر طهماسب که «زو» نام داشت، دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبى کنند و پس از لایروبى آب در کاریزها روان گردید. ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند و همین جشن بود که به عنوان پاسداشت فرشته نگاهبان آب هاى بى آلایش در تاریخ ماندگار شد… در روایت دیگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زرتشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها (آتشکده ها) مى روند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشته آب ها ناهید، به کنار جوى ها و نهرها و قنات ها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا که به آب و آبان تعلق دارد) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را کرده و پس از آن به شادى مى پردازند. جالب اینجا است که مى گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مى سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى کنند.
   آذرگان
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر
نهمین روز از ماه آذر به نام آذر بوده و براساس این تقارن مردم به ستایش و جشن آتش و الهه آن مى پرداختند. این جشن در تاریخ اسطوره اى ایران زمین به «عید آتش» معروف شده است. در این روز زرتشتیان به دستور پیامبر خویش زرتشت به زیارت آتشکده ها مى رفتند و براى الهه و فرشته نگاهبان آتش فدیه و قربانى مى دادند و با یکدیگر به بحث و تبادل نظر مى پرداختند. ایرانیان باستان مو ستردن و ناخن چیدن و به آتشکده رفتن را در این روز نیک مى دانستند.

تاریخ ثبت: 1394/07/18 - 16:18